....در بهشت تنها بودن از کویر سخت تر است!!
(شریعتی عزیزم)
________________________________
دوستان عزیز به توصیه دوستم فاطمه جون: کپی مطالب(همون دزدی خودمون)از نوشته های من بدون ذکر منبع و نام شریف من از نظر من حلال نیست و باید اون دنیا چهرهی زیبای منو ببینی و پاسخ بدی:دی
باتشکر(مدیریت داخلی)
ادامه...
تنها نشسته ام زیر درختی که روزگاری منو تو با هم زیر ان می نشستیم و از عشق سخن میگفتیم و به این فکر میکنم که تو الان در کوچه باغی با او در حال قدم زدن هستی
(سارا)
سارا
چهارشنبه 20 شهریورماه سال 1392 ساعت 12:34 ب.ظ
در مورد رنگ نوشته هام که ابجی
رنگ سیاه توی زمینه سفید برای من
خیلی واضح و روشن نشون داده میشه
یه بار دیگه امتحان کن اجی اگه باز قبولت نشد
خودت باید زحمت یه قالب و رنگ رو واسم بکشی.
کمک میکنی اجی دیگه ؟ هان ؟
سلام بر داداش گلم ممنونم کی؟ من؟ اصن من عاشق رنگ نوشته هاتم همچین سبز قشنگی اصن اشتباه از من بود من نباید سطحی فک کنم
سلام الهی به دست های بریده آقام ابوالفضل و سر بریده امام حسین پریای زیبا و دوست داشتنی چشماشو باز کنه و سالم بشه مثل روز اولش بشه و هلنای ناز و شیرین هم پیدا بشه دلم گرفتش
الهی امین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام سارایی
خوفم تو خوفی!!!!!!
هیچی بیکاری!!! خرخونی کار ندارم که
سلام عزیزم
سلام مرسی سارا جان که سر زدی متن های که گذاشتی را خوندم خیلی زیبا بودش عزیزممممم
قابلی نداشت
مرسی
سارا؟ازت بیش تر انتظار داشتم:(
یه کم شبیه انشا کلاس اولی ها بود
موضوع ش خوب بود ولی بهتر میتونستی با کلمات بازی کنی
چشم مونا خانم
از این به بعد جملات ادبی زیبا میگم مخصوص شما
سلام سارا جونم خیلی خوجل بود
سلام
قربون شما
سلام سارا جون
خیلی نوستالژیک شد این پستت
در مورد رنگ نوشته هام که ابجی
رنگ سیاه توی زمینه سفید برای من
خیلی واضح و روشن نشون داده میشه
یه بار دیگه امتحان کن اجی اگه باز قبولت نشد
خودت باید زحمت یه قالب و رنگ رو واسم بکشی.
کمک میکنی اجی دیگه ؟ هان ؟
سلام بر داداش گلم

ممنونم
کی؟
من؟
اصن من عاشق رنگ نوشته هاتم
همچین سبز قشنگی
اصن اشتباه از من بود
من نباید سطحی فک کنم
آخی!
سارا جونم
اپم...
سلام عزیز م
دارم میام
سارا پست داستان و حجاب هم بخون
مرسی...
چشم
سلام سارا گلی
به نظره من که خیلی زیبا و ساده و پر محتوا بود
آدرسمونمیتونم وارد کنم (پرواز)هستم
قربونت برم سارا جوووووووووووون
ظلمات ِ مطلق ِ نابینایی.
احساس ِ مرگزای تنهایی.
ـ چه ساعتیست؟ (از ذهنات میگذرد)
چه روزی
چه ماهی
از چه سال ِ کدام قرن ِ کدام تاریخ ِ کدام سیاره؟
تکسُرفهیی ناگاه
تنگ از کنار ِ تو.
آه، احساس ِ رهاییبخش ِ همچراغی!
صندلی کنار صندلی ام بگذار!...
همنشینی با تو یعنی...
تعطیل رسمی تمام درد...
زیر یکی از چشمانــــــــــم را
کبود کـــــــــرده
مشتـــــــــــ بزرگ روزگــــــــــار . . . !
سلام الهی به دست های بریده آقام ابوالفضل و سر بریده امام حسین پریای زیبا و دوست داشتنی چشماشو باز کنه و سالم بشه مثل روز اولش بشه و هلنای ناز و شیرین هم پیدا بشه دلم گرفتش
الهی امین